اداره کل امور شاهد و ایثارگر دانشگاه تهران
ارتباط با ما پیوندها پرسش‌های متداول صفحه اصلی
 
 

     

فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری سرور آزادگان جهان امام حسین(ع) تسلیت باد                                                         دانشگاه تهران برترین دانشگاه ایرانی در نظام رتبه بندی شانگهای 

اداره کل امور شاهد و ایثارگر دانشگاه تهران

  

               

                                            

    

    

 کانال تلگرام اداره کل امور شاهد و ایثارگر 

زهرا ترکاشوند
نام و نام خانوادگی: زهرا ترکاشوند

عضو هئت علمی دانشگاه تهران

مرتبه علمی: استادیار پایه 6

گر... [ ادامه ]

کتاب پرتوی از عظمت امام حسین (ع)

کتاب تفسیر سوره محمد صلی الله علیه و آله

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

 
بازگشت

گزیده ای از وصیت نامه و زندگی نامه شهدای دانشجوی دانشگاه تهران (03/07/1396)

عبدالحمید امیرکاوه نجف آبادی

نام و نام خانوادگی:


محمود


نام پدر:


19/2/1340


تاریخ تولد:


نجف آباد


محل تولد:


فیزیک کاربردی


رشته تحصیلی:


علوم


نام دانشکده:


17/2/1361


تاریخ شهادت:


خرمشهر


محل شهادت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگینامه شهید عبدالحمید امیرکاوه

شهید عبدالحمید امیرکاوه در تاریخ 19 اردیبهشت 1340 در خانواده‌ای متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. از همان اوائل زندگی ، کودکی بود پرجنب و جوش و فعال و در مدت عمر کوتاه خود نمونه ای بود از اخلاص و ایثار و فداکاری. سال‌های ابتدایی را در دبستان خواجه نصیر و سال‌های راهنمایی را در مدرسه شهید احمدی و دبیرستان خود را در دبیرستان منتظری نجف آباد و جزو شاگردان خوب مدرسه بود.

سال اول رشته علوم تربیتی بود که عازم جبهه نور علیه ظلمت گردید و با فداکاریهای زیادی در طول یک سال و اندی که در جبهه بودند در راه خدا و برای احقاق حق جانبازی نمود و عاقبت در سال 1361 در عملیات بیت المقدس به دیار حق شتافت.

 روحش شاد و یادش گرامی باد. 

 

وصیت نامه شهید عبدالحمید امیرکاوه

این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید پنجاه سال عبادت کرده اید. (امام خمینی)

 

و من یفرج من بیضه مهاجرالی الله و رسول ثم یدرکه الموت فقد وقع اجر علی الله و کان الله غفوراً رحیما.

هر کس از خانه خود مهاجرت کند برای خدا و در راه رسولش سپس مرگ او را دریابد اجر او با خدا خواهد بود و خدا باشد آمرزنده و مهربان.

در راه اسلام و برپایی دین حق در جامعه جان هیچ مهم نیست امام حسین و یارانش و بهترین اصحاب او و بهترین فرزندان و بهترین انسان‌های روی زمین به خاطر احیای دین حق از جان خود گذشتند. این یک مشخصه بارز اسلام است که فرد را آن طور می‌سازد که در راه هدف مقدس خود بهترین سرمایه عمر یعنی جان را خیلی آسان در راه او می‌دهد. کجایند مدعیان راه آزادی و خلق و استقلال و غیره بروند و ببینند چطور جوان‌های عزیز در جبهه‌ها نبرد می‌کنند. در جهاد سازندگی پشت جبهه‌ها تمام تدارکات جبهه را تهیه می‌کنند و در گوشه و کنار کشور با کمال صداقت و اخلاص بدون هیچ ادعایی و نام و نشانی مشغول فعالیت‌های سخت هستند که یکی از این کارهای آنها را هیچکدام از طرفداران زحمتکشان نمی‌توانند انجام دهند فقط کار این گروه‌های چپ و التقاطی و انحرافی که روحانیت اصیل و ولایت فقیه را دشمن سر سخت خود می‌دانند اینها فقط کارشان آشوب و ایجاد هرج و مرج است و همه آنها سازمان زده و گروه زده‌اند و خیال می کنند وقتی جزء فلان سازمان شدند دیگر به کمال تکامل خود رسیده‌اند برای ابرقدرتها فرق نمی کند که شخص جزء کدام یک از این سازمان‌ها باشد همین که داخل یکی از این گروه‌ها شد همین برای آنها بس است.

سخنی دارم با برادران خود و تمام کسانی که در هر گوشه‌ای از این کشور مشغول به کار هستند و آن این است که سعی کنید تا آنجا که ظرفیت داریم و توان داریم کارمان برای خدا باشد و مورد رضای او که اگر کار به خاطر او باشد دیگر هیچ غمی نداریم انشاءالله انشاءالله خدا همه ما را ببخشد و بیامرزد همچنین من از پدر و مادرم می‌خواهم که مرا حلال کنند و همه کسانی که بر گردن من حقی دارند همگی مرا حلال کنند.

یک ماه نماز و یک ماه روزه برایم بخوانید و اگر کسی قرضی از من طلبکار است از پدرم بگیرد و پول‌هایی که از من پیش هر کس است انشاءالله در راه اسلام از آن به بهترین وجه استفاده کند و اگر کشته شدم در جنتیه در کنار بقیه شهداء خاکم کنند.

صبراَ و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین .  رب اغفرلی و لوالدینا و لمن حقه علینا

                                                                                                                                 عبدالحمید امیر کاوه 

 

---------------------------------------------------------------------

  

فرشاد امانخانی

نام و نام خانوادگی:


علی


نام پدر:


21/4/1347


تاریخ تولد:


تهران


محل تولد:


عمران


رشته تحصیلی:


فنی


نام دانشکده:


19/11/1365


تاریخ شهادت:


شلمچه


محل شهادت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گزیده‌ای از زندگینامه شهید فرشاد امان خانی

 

شهید فرشاد امان خانی در 21 تیرماه 1347 در تهران به دنیا آمد که فرزند پنجم خانواده هستند و در سن 6 سالگی در دبستان ارمغان تحصیل خود را آغاز نمود و دوره راهنمایی را در مدرسه شاپوریان به اتمام رساند . با رسیدن به سن تکلیف تعلیمات مذهبی خود را بطور جدی ÷یگیری مبی نمود تا جائیکه قرائت قرآن و مطالعه کتب مذهبی از مشغولیات دائمی و مهم ایشان محسوب می شد و در مسجد حضور مستمر داشتند و عضو کتابخانه مسجد نیز بودند و از خواندن نماز جماعت غافل نمی شدند و در غیاب مؤذن خود ایشان کار او را انجام می دادند و نامبرده در سال 1365 موفق به اخذ مدرک دیپلم ریاضی فیزیک شد و بلافاصله در کنکور همان سال شرکت و با رتبه 246 در رشته عمران در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد .از آنجائیکه شهید در این برهه از زمان احساس مسئولیت شدیدی نسبت به دین اسلام می نمود پس از ثبت نام در دانشگاه و انتخاب واحد و گذراندن حدود دو ماه از سال تحصیلی عازم جبهه ور علیه ظلمت شد و به همراه سپاهیان محمد(ص) و در عملیات‌های کربلای 4 و5 شرکت داشتند و در 19/11/1365 در منطقه شلمچه به همراه یکی از همرزمانش مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته و شربت شهادت را نوشیده است.

وی به طور جدی از ریاکاری پرهیز داشت و میگفت "من برای رضای خدا آمده‌ام اگر عکس بگیرم و نشان بدهم کارم مردمی می‌شود" و در تاریخ 4/11/1365 که به مرخصی آمد و در حقیقت برای آخرین وداع خود با خانواده به هیچ کس نگفت که در جبهه یک ترکش کوچک به سرش اصابت کرده و خانواده ایشان این موضوع را بعد از شهادتش از دوستانش فهمیدند.ایشان هنگام مرخصی درتاریخ 10/11/1365 به بهشت زهرا رفته بود و هنگام بازگشت از آن مکان رویش را به طرف قطعه 29(که آنزمان تازه آماده شده بود) کرده و خطاب به همراهانش گفته بود "  معلوم نیست کدامیک از این قبرها نصیب ما خواهد شد " که درست دو هفته بعد از این روز یعنی روز 24/11/1365 پیکر مطهر ایشان را در بهشت زهرا قطعه 29 ردیف 26 شماره 14 به خاک سپردند.

وی در عملیات کربلای 4 بعنوان بهترین بی سیم چی انتخاب شدند. و به علت اینکه ساک و وسایل ایشان به دستشان نرسیده است آثار و نوشته هایی از شهید بجا نمانده است .ولی در گوشه ای از کتابهایش این جمله را نوشته است: "به امید نظری از آن صاحب نظر که محو جمالش شویم و به لقائش بپیوندیم."

و یا شعری که در برگ کاغذ نوشته و هنگام مرخصی در خانه گذاشته است؛

آندم که زخون خود وضو می کردم              دانی که ز حق چه آرزو می کردم

 

گزیده ای از وصیت نامه شهید فرشاد امان خانی

حمد و ثنا خدائی را که ما را در عرصه ای به این دنیا وارد کرد که بتوانیم عمل جهاد فی سبیل الله را انجام دهیم و در روز قیامت شرمنده رسول الله نباشیم و همگی سعی کنیم تقوای الهی را پیش گرفته و از گناهان بپرهیزیم .زیرا این چند سال باقیمانده عمر واقعاً ارزش آنرا ندارد که بخاطر مدتی لذت مادی دنیا، آخرت خود را خراب کرده و مشمول عذاب الهی شویم.

و به قول شهید سید محمد حسینی ؛

اگر لذت ترک لذت بدانی                        دگر لذت نفس, لذت ندانی

 

عزیزان من، راه زندگی بسیار خطرناک وتاریک است و در هر قدم دشمنان دین کمین کرده اند تا ما را فریب دهند.پس عاجزانه خواهشمندم مراقب باشید تا زر و زیور دنیا گولتان نزند‌ , که درآن دنیا دیگر پشیمانی سودی نخواهد داشت. همچنین بسیار یاد مرگ کنید که انسان را از گناه باز می دارد , سعی کنید تا آنجا که ممکن است نماز را اول وقت و به جماعت بخوانید و از قرآن جدا نشوید.

 

خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم

دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم

بر حرف معانی خط عذری نکشیدیم

پهلـــوی کبــــائر حسنـــاتی ننوشتیم

افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تقصیر و خـــطا در نگذشتیم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند

ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

چون مرغ در این کنگره تا کی بتوان خواند

یک روز نگه کن که بر این کنگره خشتیم

 -------------------------------------------------------------------------

 

علیرضا امامی

نام و نام خانوادگی:


مسعود


نام پدر:


12/1/1340


تاریخ تولد:


فارس- آباده


محل تولد:


کشاورزی عمومی


رشته تحصیلی:


کشاورزی


نام دانشکده:


13/10/1359


تاریخ شهادت:


سلیمانیه


محل شهادت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه زندگی‌نامه شهید علیرضا امامی

 

علی در 12 فروردین سال 1340 در شهرستان آباده از استان فارس چشم به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر، و دوره راهنمایی و دبیرستان را در تهران گذرانید و در سال 1358 وارد دانشکده کشاورزی کرج دانشگاه تهران شد .

علیرضا از کودکی با مبانی اسلامی آشنا شد و در راه احیاء آن می‌کوشید. وی پس از تعطیلی دانشگاه مدتی در هیئتی 7 نفره مشغول فعالیت شد و بعد از مدتی بسیج شهرستان آباده را تشکیل داد و به اتفاق دوستان خود راهی جبهه‌های جنوب شد و در مدتی‌ که در جبهه بود از خود فداکاری‌ها و حماسه‌ها نشان داد تا اینکه در عصر روز 11/10/1359 به دنبال انجام یک ماموریت بر اثر ترکش راکت در منطقه  سلیمانیه به شهادت نائل گردید.

                                                                                                                  روحش شاد و یادش جاودان باد

 

بخشی از وصیت‌نامه شهید علیرضا امامی

به نام او که همه چیزم از اوست، به نام او که زندگیم در جهت اوست، به نام که او زنده به اویم، به نام او که از اویم، به نام او که به اویم، زندگیم به خاطر اوست، شدنم در جهت اوست، بودنم از اوست،رفتن به اوست، یادم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، امیدم اوست، احساسش می کنم با قلبم، با ذره ذره وجودم، با تمام سلول‌هایم احساسش می‌کنم اما بیانش نتوانم کرد .

ای همه چیزم به یادت هستم بیادم باش که بی تو هیچ و پوچ خواهم بود

----------------------------------------------------------------------------------

ابراهیم اصغری

نام و نام خانوادگی:


محمد


نام پدر:


2/4/1336


تاریخ تولد:


زنجان - مزرعه انگوران


محل تولد:


ادبیات  فارسی


رشته تحصیلی:


ادبیات و علوم انسانی


نام دانشکده:


19/10/1365


تاریخ شهادت:


پاسگاه زید - شلمچه کربلای 5


محل شهادت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متن زندگینامه شهید ابراهیم اصغری

 

شهید ابراهیم اصغری در تاریخ 2/4/1336 متولد شد. به ورزشهایی چون کاراته ، کشتی، فوتبال، هندبال و . . . علاقه داشت . ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود. بعد از اتمام دانشسرا در روستای سرداهی به کسوت معلمی درآمد و 9 ماه آن جا خدمت کرد ، ابراهیم حدود 5/1 تا 2 سال در جبهه بود و هنگام شهادت 27-28 سال داشت و در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید .

شهید ابراهیم اصغری در عملیات‌های کربلای 4،3،2،1 و 5 و والفجر 8 حضور فعالانه داشته استت.

-   خود ابراهیم تعریف می‌کرد بعد از حمله و اتمام عملیات زخمی شده و بیهوش افتاده بودم مرا به خیال این که شهید شده‌ام به بیمارستان برده و در چادر دیگری برایم مجلس ترحیم گرفته بودند من بعد از به هوش آمدن از جا برخاسته و بسوی چادر رفتم همه از دیدن من خندیدند و متعجب شدند.

آخرین باری که از عملیات برگشته بود احوالش دگرگون بود. بعد از 4 ماه خبر شهادت او به خانواده رسید. اولین شهید در عملیات کربلای 5 شهید ابراهیم اصغری بود.

مادر شهید می گوید که یک بار خواب دیدم که ابراهیم از سنگر خارج می شود و یک سطل آب هم در دستش هست گفتم : آب را برای چه می بری؟ گفت: از حمله برگشته ایم و دست و روی پیامبر(ص) خاکی شده آب را برای شتسن دست و روی پیامبر(ص) می برم.

 

متن وصیتنامه شهید ابراهیم اصغری

 

بسم الله القاسم الجابرین

به نام آن که هستی بخش جان‌ها و هادی انسان‌هاست . درود بر قلب تپنده ستمدیدگان زمین، تحنیت و تحیت بی کران به شهداء و خانواده‌های گرانقدرشان که با مقاومت و صبر زینب گونه‌شان امید دشمنان را به یاس تبدیل کردند. من سرباز حقیر امام زمان (عج) ابراهیم اصغری با آگاهی کامل این راه را که ثمره هزاران دسته گل نورسته پرپر شده انقلاب اسلامی هست انتخاب کردم و می‌دانم که این راه سختی است. ولی من از صلب مردانی متولد شده‌ام که قرن‌ها می گفتند حسین جان (ع). من هم در ادامه راه آن‌ها به لبیک گویان پیوستم اگر چه برای یافتن آب حیات در ظلمت به خیلی درها کوبیدم ولی سرانجام آن دری را که باید اول می‌زدم یافتم و اکنون هرگز این آستانه را رها نخواهم کرد.

امت مقاوم اسلام بدانید و آگاه باشید که اگر همگی حول محور رهبری واحد اسلامی جمع شوید هیچ قدرتی نمی‌تواند در بنیان مرصوصتان رخنه نماید. به عصرها و نسل‌ها بفهمانید که ما وارثان خون سیدالشهداء (ع) و یاران باوفایش هستیم

اما پدر و مادرعزیزم که قدر تمام دنیا دوستتان دارم و هیچگاه چهره‌های مهربان و خدایی‌تان از نظرم محو نمی‌شود. نتوانستم در پیری عصای دستتان باشم ولی یادتان باشد که شما برای اولین بار سید الشهدا(ع) را به من شناساندید. اسوه مقاومت و صبر باشید آنچنان که صبر از دست شما به تنگ آید .

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

 

احمد امی

نام و نام خانوادگی:


غلامعلی


نام پدر:


1336


تاریخ تولد:


دامغان


محل تولد:


زبان انگلیسی


رشته تحصیلی:


زبانهای خارجی


نام دانشکده:


16/10/1359


تاریخ شهادت:


هویزه


محل شهادت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مختصری از زندگینامه شهید احمد امی

شهید احمد امی در سال 1336 در خانواده ای پرجمعیت در روستای آهوانو، شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. او پنجمین فرزند خانواده بود. خانواده ای فقیر و کم درآمد.

احمد از همان دوران با فقر و نداری آشنا شد. بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی در روستا، برای ادامه تحصیل به دامغان رفت. در دامغان پدرش مشغول تحصیل علم فقه بود و منبع درآمدی نداشتند. به همین دلیل هم مجبور شد پدر را ترک گوید و به گرمسار نزد برادر بزرگتر برای ادامه تحصیل برود. تا سال 1353 آنجا ماند. بعد از آن در سال 1354 به دامغان برگشت و همان سال موفق به گرفتن دیپلم ریاضی شد و به دانشگاه تهران راه یافت و در رشته زبان انگلیسی شروع به تحصیل نمود. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی همچون جوانان مسلمان این سرزمین در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد. او در روزهای پیروزی انقلاب در بهمن ماه به تهران آمد و همگام با امت اسلام از انقلاب و نهال کوچک آن پاسداری کرد. پس از پیروزی انقلاب هم به گونه های مختلف در جهت برقراری و استقرار بیشتر این نظام مقدس کوشید. شهید در دفترچه و تقویم های خود تمام حوادث روزانه را می نوشت و  جالب اینکه این وقایع را به زبان انگلیسی می نوشت. او در سال 1359 موفق به اخذ لیسانس شد. و بعد از آن به خدمت سربازی شتافت. بعد از سه ماه که دوره آموزش را به اتمام رساند، در سال 1359 در آبادان موفق به گرفتن درجه افسری (ستوان دومی) گردید. و بعد از آن با توجه به شروع جنگ تحمیلی به جبهه های نبرد رفت و به اتفاق سایر رزمندگان به لشگر 1392 زرهی اهواز پیوست و در جبهه هویزه به نبرد با دشمن بعثی پرداخت قبل از رفتن به جبهه اهواز برای دیدن خانواده به دامغان رفت و در آنجا مدتی ماند، در این مدت با روشن کردن اهداف اسلام و انقلاب به خانواده ثابت کرد که رفتنش به جبهه ضروری است بعد از برگشت به جبهه بود که در یک حمله وسیع در 16 دی ماه 1359 در منطقه هویزه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و خون سرخش را در راه اسلام و رشد انقلاب هدیه کرد شهید در مدت حضور در جبهه فعالیت های مؤثر داشت. او از آنجا دو نامه به خانواده اش و برادرش نوشته که حاکی از روحیه قوی اوست. او ساده و صمیمی جبهه را توصیف کرده ، عظمت و شکوه آن را ، لحظه های شهادت و عروج را به تصویر کشیده است.

او در مکاتبات خود از مشکلات جبهه، از کمبود تانک ها و مجهز بودن دشمن گفته است. او از ایمان راسخ رزمندگان گفته. او نهایت ایثارگری را در جبهه برای برادرش توضیح داده و فقط حضور در آنجاست که می تواند به انسان بفهماند که جنگ و شهادت و دفاع یعنی چه و چه مفهومی دارد. آری او با تمام وجود در راه دفاع گام برداشت و بعد از سنگر دانشگاه جبهه را انتخاب کرد و در آنجا امتحان الهی خود را که مهمترین امتحان زندگی کوتاهش بود پس داد و به سوی ابدیت با روی گشاده و دست پر رفت. شهید در وصیت نامه اش نکات مثبت و برجسته ای را ذکر کرده است، که همانند سایر وصیت نامه ها گهربار است.

زندگی شهید احمد با تمام فراز و نشیب هایش در جبهه های نور با به کمال رساندن او در تاریخ 16 دی ماه 59 پایان یافت و خط سرخ شهادت را برگزید.

بعد از آن در سال 62 برادر شهید یعنی شهید محمود امی به جبهه ها شتافت و در ادامه خط خونین برادر او هم در سن 17 سالگی به شهادت نائل آمد. با شهادت او خانواده صاحب دو شهید بزرگوار شدند که یادشان همواره زنده است.

 

 مختصری از وصیت نامه شهید احمد امی

 

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاَ بل احیاء عند ربهم یرزقون

 

ضمن آرزوی موفقیت برای همه مسلمانان جهان و شما ملت عزیز ایران، همه می دانیم که در زندگی دو راه بیشتر پیش رو نداریم و اگر غیر از این بگویند خودشان را گول زده اند. دو راه یکی راه خدا و دیگری  راه شیطان . پس بهتر است قبل از آنکه دنباله رو شیطان در بیاییم و به گناه برسیم خود را تکانی داده و به راه راست هدایت شویم و این امر ممکن نیست الا با تقوا و خداجویی و پیروی کردن از دستورات خدا، ائمه اطهار و ولایت فقیه. در غیر اینصورت راه واقعی خدا را نمی توان در پیش گرفت. مخصوصاَ در مورد ولایت اگر می خواهید در این دنیا و آخرت سربلند و روسفید باشید ولایت داشته باشید و نگذارید که وقایع صدر اسلام دوباره تکرار شود.

برادران و خواهران، اسلام با ارزشتر از آن است که با مسائل دنیوی مقایسه شود. و برای کوچکترین مسئله ای از اسلام خرده گیری شود. بدانید که مشکلات در اسلام امتحان الهی است که خدای می خواهد ما را به درجات والای انسانی برساند.

دشمن ممکن است که در صدد تضعیف روحیه مردم باشد و این به دلیل شکست های او در جبهه هاست. پس وظیفه مسلمین و ملت عزیز ایران مقاومت در برابر مشکلات است. ما باید دلسوزانه کار کنیم و منتظر نباشیم که انقلاب و اسلام برای ما کار کند و به ما پست و مقامی بدهد. انشاءالله خداوند همه ما را در جهاد اکبر و جهاد اصغر پیروز گرداند و به آنچه که خدا انسان را برای آن آفریده، برسیم.

پدر و مادر عزیزم از شما طلب بخشش دارم امید وارم که صبر و استقامت را پیشه کنید. مرگ همانا برای آدمی حلاوت و شهادت اوج عظمت انسان یعنی معراج اوست. در آخر از همه دوستان طلب بخشش دارم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اداره کل امور شاهد و ایثارگر دانشگاه تهران

دوشنبه    01 آبان 1396

معرفی اداره کل

اخبار

اطلاعیه‌ها

شهدای دانشگاه

کانون علمی - فرهنگی ایثار

کتابخانه الکترونیکی

گالری

تالار گفت و گو

قوانین، آئین‌نامه‌ها و مقررات

فرم‌های ضروری

عضویت در سایت

 
 

کلمه رمز خود را فراموش کرده‌ام

جلسه برنامه ریزی و هماهنگی جشنواره فرهنگی و ورزشی جانبازان و معلولین دانشگاه تهران برگزار شد.

جلسه شورای کارشناسان دفاتر امور شاهد و ایثارگر پردیس/ دانشکده های دانشگاه تهران برگزار گردید

«پانزدهمین نمایشگاه مهر ۹۶» با حضور رئیس دانشگاه تهران افتتاح شد

آیین آغاز رسمی سال تحصیلی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و فناوری کشور با حضور دکتر روحانی

تفاهم نامه بهره مندی متقاضیان معزز شاهد و ایثارگر دانشگاه تهران از دوره های آموزشی

انتخاب جناب آقای دکتر حسن داودی به عنوان مدیر دفتر شاهد و ایثارگر

برگزاری مراسم عزاداری محرم در دانشگاه تهران

گزیده ای از وصیت نامه و زندگی نامه شهدای دانشجوی دانشگاه تهران

پیکر مطهر شهید محسن حججی امروز چهارشنبه در تهران تشییع شد.

ثبت نام بیست وششمین جشنواره دانشجوی نمونه

اداره کل امور شاهد و ایثارگر دانشگاه تهران
   

shahed@ut.ac.ir

 

كليه حقوق اين وب‌سايت متعلق به اداره کل امور شاهد و ایثارگر دانشگاه تهران است